parand
کاش هیچ وقت اول کاری رو انجام نمی دادیم و بعد تازه منتظر نتیجه اش نمی موندیم(حالته طنز گونست):گپ لاف 26 از
http://www.webgap.blogfa.com/
saeed
این سایتی که معرفی کردم گزارش لحظه ای به شما میده که در سراسر جهان(به غیر از اینجا(مثل همیشه)) چند دقیقه پیش کی در کجا چه کتابی رو خریده!!!
http://www.bookdepository.co.uk/live
saeed
چند تا پسربچۀ قد کوتاه و کلاه به سر بودند که هميشه بين آگهيهاي تلويزيون پيدايشان ميشد و ميآمدند و توي سر و کلۀ هم ميزدند و ميرفتند. همين. اين حضور، کوتاه اما خيلي بهيادماندني بود. (حالا که دارم مينويسم، به اين هم فکر ميکنم که همين قضيۀ حضور کوتاه و بهيادماندني چقدر غبطهبرانگيز است!) بين بچههاي مدرسه، زياد پيش ميآمد که شوخيهاي اين آدم کوچولوها را تعريف و حتي تقليد بکنيم. دو سه تا مغازه را هم در تهران يادم هست که در تابلوي تبليغاتيشان از تصوير اين شخصيتهاي کارتوني استفاده کرده بودند. با اين حال تا وقتي که مجله «فيلم» در شمارۀ نوروزي سال 71، دربارۀ اين کارتون ننوشته بود (و همين، يکي از جذابيتهاي آن شمارۀ «فيلم» بود) هنوز اسم و مشخصات کارتون را کسي درست نميشناخت و موقع تعريف ماجراي کارتونها، از تعريفهاي کلي استفاده ميکرديم که مثلا «اون پسربچهها که نشون ميده کلاه سرشونه...» /ادامه در نظرات مطلب...
http://www.up.saeedsun.com/uploads/1....zip
saeed
امروز نامه امام علی (ع) به عثمان ابن حنیف رو می خوندم...چیزهای زیادی امام علی توش گفته که من اصلا نمی تنم باور کنم کسی حتی خود من همه ی اونها رو بتونیم رعایت کنیم...واقعا درس های حکومتداری داده امام توی این نامه...خیلی خیلی نامه تامل برانگیزی هستش.../متن نامه رو در کامنت مطلب گذاشتم...این هم یه بخشی از آیه های زندگی است....
saeed
باز همه غروب جمعه و دل و هزار تا چیز نگفتنی از گذشته و هزار تا چیز نگفتنی از آینده..../چاره ای جز فریاد ندارم.....خدایـــــــــــــــــــــا....
saeed
فیلم روزنامه به کارگردانی ران هاوارد محصول سال 1994/بازيگران عمده: مايکل کيتن، رابرت دووال، گلن کلوز، ماريزا تومي، رندي کواييد، جيسن روباردز، جيسن الکساندر و اسپالدينگ گري. کارگردان: ران هوارد. خلاصه داستان: «هنري هکت» (کيتن)، سردبير صفحه ي حوادث «نيويورک سان» درگير رقابت هاي شغلي خود است. از طرف ديگر همسر باردارش «مارتا» (تومي) که خود قبلا از خبرنگارهاي «سان» بوده، او را بر سر دو راهي مي گذارد که يا نيازهاي خانواده را برآورده کند يا نيازهاي روزنامه اش را. شرح داستان: اگر قائل به پيش رفت فيلم به فيلم هوارد باشيم، روزنامه يکي از نقاط عطف در اين پيش رفت است. در واقع حال و هواي مطبوعاتي اي که هوارد خلق مي کند، آن قدر پذيرفتني هست که تماشاگر حتي به يکي از اتفاقات داستان هم شک نکند و تا پايان نگران سرنوشت «هنري» با بازي پرجنب و جوش کيتن باشد./فیلم زیبایی بود
http://en.wikipedia.org/wiki/The_Paper
saeed
باز خدا رو شکر که از طرف ماهوارها و شبکه های فارسی به قول آقایون مورد تهاجم فرهنگی و جنگ نرم قرار گرفتیم....چون این تابستون واقعا صدا سیما دم به دقیقه از همه شبکه ها یا داره فیلم سینمایی پخش میکنه و یا سریال!